من چند سال به زرتشتی بودنم افتخار کردم، خیلی چیزهارو به زبونم آوردم که حتی مطمعن نبودم بهش معتقدم. الان! الان نه به دین و مذهب خاصی افتخار میکنم و نه توهین.
آتیش!
قبلا ها وقتی خودمو یه زرتشتی میدونستم، خیلی زیاد این جملرو تکرار میکردم، آتش، آتش منبع انرژیم. اما حقیقتا چرت و پرت میگفتم.
اولین باری که واقعا آتیش بهم حال داد، چهار ماه پیش بود. با گروه کوه نوردی رفتیم به دل جنگل، البته نه دل جنگل، اما محیط انقدر زیبا و مرطوب بود که بشه ساعت ها به صدای درونت گوش کنی.
ما ترک ها فقط زمانی آتیش میکنیم که بخواییم کباب درست کنیم، پس من هیچ تصوری از آتیش درست کردن نداشتم. خیلی گرم بود، خیلی دلپذیر بود، همه از کوچیک تا بزرگ دور یه آتیش پرشور جمع شده بودند و آتیش جلز ولز صدا میداد. ولی نه بلالی روش بود و نه کبابی.
برام جالب بود که این آتیش بود که مارو دور هم جمع کرده بود. و باد مدام میچرخید و دود آتیش نوبتی به سمت ما میومد.
یکی از پیرمردای گروه میگفت، اتیش به سمت هر کی بره یعنی پول.
دلنشین بود..
سیگار میکشیدن و چای مینوشیدن و گپ میزدند.
اونجا اولین بار بود که برای اولین بار متوجه شدم آتش واقعا منبع انرژیه.
و الان که این متنو مینویسم، دارم به این نتیجه میرسم که مطالعه به تنهایی کافی نیست، و تجربه لازمه، وگرنه تبدیل میشیم به منابع اطلاعاتی تو خالی.
#یپ
خوابگاه...
ما را در سایت خوابگاه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 195 تاريخ: جمعه 7 تير 1398 ساعت: 22:06